کوچه پُشتی

جمعه ٢۸ شهریور ،۱۳۸٢

خ...و...د...ک...و...ش...ی...

روزنامه ايران چهارشنبه 26 شهريور 1382

 

افزايش خودکشي درميان جوانان ايراني

 

آژانس خبری گرونس اينترنشنال ايتاليا درگزارش ويژه اي به نقل از مديرکل

دفتر آسيبهاي اجتماعي بهزيستی نوشته:

در 12 ماه گذشته بيش از سه هزار نفر يعني هر سه ساعت يک نفردر ايران

خودکشی کرده اند.

مديرکل دفتر آسيبهای اجتماعي بهزيستي اشاره کرده که روز به روز آمار

خودکشي به دلايل مختلف افزايش مي يابد واين درحالي است که آمار ثبت

نشده بسيار بيش از اينهاست چرا که بسياري از خانواده ها علت مرگ

بستگانشان راطبيعي اعلام مي کنند.

اين آژانس خبري بااستناد به پژوهش يکي از انجمن هاي دانشجويي تهران

ادعاکرد 8 تا 10ميليون جوان ايراني که بيشتر آنان مونث هستند از مشکلات

رواني رنج مي برند.

 

پیمان
 
جمعه ۱٠ امرداد ،۱۳۸٢

Feminist

هنگامی که تصمیم به راه اندازی وبلاگ گرفتم، با خود عهد کردم

که فقط وفقط از ادبیات صحبت کنم،اززندگی،عشق، از تو ، من و...

ولی مگر می شود درزندگی تاثیر پذیر نبود،مگر ما آدمیان روبات هستیم

که احساس وتفکردیگران ما را به اندیشه وتامل نیندازد...

سنت شکنی درقاموس مااست وبه قول یکی از کارکترهای فیلم

ماتریس (2)....ویژگی ما نافرمانی است.....

 

واما Feminist

من نمی توانم از دید یک جامعه شناس ،روشنفکر و....به آن بنگرم ،نه

ادعایی دراین زمینه دارم ونه اینجا وقت ومحل آن است.

من از دید یک فرد عامی،با چیزهایی که دراین خصوص در خانه ،شهر ،

جامعه و... می بینم موضوع را می شکافم.

به طور کلی هر جریان فکری ،فرهنگی و... دارای طیفهای گوناگونی از

مردمی است که هر دسته به فراخور دریافت خود ،آن را به پیش می برند

اما دراین میان طیفی که اکثریت را دارد،تعیین کننده وتاثیرگذار تر است

واز یک دید کلی، دیگران آن را می بیند.

دررابطه با Feminist ،شاید دیده وشنیده باشیدکه آقایان هم در این

میدان مبارزه درکنار بانوان هستند واین یک فرهنگ منحصر به بانوان نیست.

درمقابل آن فرهنگی که تساوی زن ومرد را تهدید می کند در میان بانوان

هم طرفداران کمی نداردو این نشان می دهد در رابطه با نهادینه کردن

فرهنگ تساوی حقوق نیاز به یک کار طولانی ،مستمر واز همه بالاتر

فرهنگی است . ما با جنس خاصی درتقابل نیستیم این یک جریان

فکری ،فرهنگی است که سعی دارد با جایگاه اجتماعی،فرهنگی و...

که دارد و سالها در ذهن، روابط ،علایق و...ما ریشه کرده به مبارزه

با فرهنگ نو پای تساوی حقوق بپردازد.

طیف راهبر امروزی جنبش تساوی حقوق که یک طیف گسترده است

و در مواردی نسل نو ما را هم شامل می شود ،درکنار فرهنگ نه چندان

موفق جدایی مرد وزن قرار می گیردودر جهت تنفر ومرد گریزی حرکت می کند

به نوعی که مسیر آن عوض شده وما از این جا با چیزی دیگر غیر از

 Feminist  مواجهه هستیم که من به آن Ferminist میگویم،البته این یک

کلمه است که من آن را از ریشه Ferment به معنی شورش،بحران،طغیان و...

گرفته ام ومعنی آن را همان زن تنها وجامعه ای بدون مرد ویا قبضه تمام امور به

دست زنان وگرفتن حقوق خود از موجوداتی جهنمی به نام مردان وحذف یا بردگی

آنان می دانم.

خوب از آنجا که هرچه در غرب شکل می گیرد درفرهنگ ما رنگ وبوی عوض

می کند شکی نیست ولی در این میان Feminist  ونوع برداشت وحرکت

آن درجامعه ما می تواند در آینده تاثیر مخربی به جای بگذارد که شاید ترمیم

آن کمتر از خرابیهای جنگ نباشد ودر این میان فرهنگ غلط ومن درآوردی جدای زن

ومرد(درتمام امور از دانشگاه تا طبابت) این چند سال هم در کمک به آن بی تاثیر

نیست.بهر حال انچه امروز ه می بینیم زنگ خطری است که

از ماشین آتش نشانی به گوش می رسد که به سوی حریق درحال گسترش

( توسط طیف افراطی این جنبش درکنار فرهنگ نوپا وخشن جدایی زن ومرداست)

 می رود ودراین میان ما باید سریع تر از آنها در محل حادثه باشیم ،چگونه؟

 از کدام راه؟... .شما بگوید...

 

 

 

                                                                                         پیمان            

 

 

 

 

 

 

 

 

پیمان
 
جمعه ٢٧ تیر ،۱۳۸٢

خانه ما....امروز......فردا

سنگ بنای  ایران امروزی را امیرکبیر گذاشت،وبرپایه های این بنا که به رسم معمول

امیر قربانی شد ستونهايي برپا شد که از دل تحولات دوران مشروطه سر برون آورد،

معمار بعدی که دیوارها را بالا برد وخانه را امنیتی بيشتر بخشید، مصدق بود هرچند

اگر مجالش بود ساخت بنا را پایان میداد، این خانه سقفی می خواست ، تا جايي

شود که بتوان به معناي واقعی آن را خانه ناميد.

اما دو نکته در ساخت پوشش بام باید لحاظ مي شد وآن شرايط مکانی و زماني بود.

طوفانهاي مهيب اين نقطه از دنيا بارها درطول دوران تاريخ به ویراني بناهاي قبلي

آمده بود، اين آزمونها مي توانست ما را در ساخت بنايي محکم تر ياری کند، ولي

اين چنين نشد. از بعد زمانی هم دوران کاه گِل و مصالح ابتدايي گذشته بود، ولي

اين مهم هم لحاظ نشد.

با اين وجود وقوع انقلاب خانه را سقف دار کرد ، ولی هنوز خانه برای اسکان کامل

نشده بود ،سکونتي که آسايش وآرامش ساکنين آن را تضمين کند.

این بار نوبت ایجاد دکوراسيون (نماي)داخلي بود جايي که برخلاف ساير قسمت هاي

ساخت اين بنا از سلايق و نظرات بيشماري برخوردار بود. تغيير مداوم وبدون نقشه ايي

راهبردي ضربه هاي جبران ناپذیری بر دیوارهای حاصل رنجهاي دوران مصدق وسقف

نيمه بند پد يد آورد ، هرچند خون مقدس امیر ضمانت پي را می توانست بيش از اين

تضمين کندولي به ستونهاي آن اعتماد زيادي نبود.

اکنون بعد تغييرات بسيار وبنيادين در نماي داخلي خانه موعود، ما نسل حاضر در

آستانه تغييرديگر هستیم اما دراین ميان برخي که بيشتر از نسل ماضي هستند

بازسازي بام خانه را هم مد نظر دارند ، من در اين جا قصد ندارم چگونگي لزوم

بازسازي ، نوع ومصالح و...را برشمارم. بلکه هدف من از ذکر موارد بالا نگاه حتي

برای يک بار هم که شده به روندساخت ومواد اوليه بکار رفته در اين بناء است تا

با اين رویکرد بهتر بتوان براي آینده خانه ماتصميم گرفت. تصميمی که شایدعدم 

تحمل وصبر در اتخاذ آن به ویرانی همين خانه موجودمنجرشود و ما را درزير آوار

آن برای همیشه مدفون سازد.

 

پیمان
 
سه‌شنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸٢

سخن آغازين

کوچه پشتي به تنهايي يک وبلاگ مستقل نيست، هرچند مطالب آن جدايي از وبلاگ ديگر من

است ولی به عنوان کوچه تنهایی ، کوچه ای در پشت خانه ما تلقي مي شود. قبل تر از این

حرف هايي که نمي توانستم در خانه ما بزنم ، در وبلاگ دیگرم در بلاگر می گفتم ولی از

هنگامی که در محاصره افتاد واز جهان مجازي ما خذف شد ، در کوچه  فرياد ميزنم،

اشکهايم را در اينجا ميريزم،آواز سرگشتگي ومجنون رادر کوچه مي خوانم و...

فقط در خانه ما اشاره اي مي کنم، رد پای مي گذارم تا خلوت نشينان خسته دل ،

رهروان آشفته جان ،شقایق هاي تشنه لب ، چشم هاي سرخ به جا مانده ، گونه های

خيس ز بارش دلتنگيها...بدانندکه زمانی که درخانه نیستم،

 کجايم......درکوچه پشتي..............بدرود

 

 

پیمان
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ